تبليغاتX
نشریه دانشجویی «به پیش»

نشریه دانشجویی «به پیش»

"تاریخ تمام جوامع تاکنون موجود، تاریخ مبارزه طبقاتی آنان بوده است" - (مانیفست کمونیست)

 مقدمه

در هنگامه‌اي که ميان سوسياليست‌هاي ايراني، گرايش‌هاي متفاوتي به وجود آمده است و به تبع پيشرفت جنبش، تضادها، انحرافات و گرايش‌هاي مختلف، آشکارتر مي‌گردند و گروه‌هاي مختلف تحت لواي نام مارکسيسم، لنينيسم، سوسياليسم و حمايت از طبقه کارگر، راه‌کارهاي متفاوتي را در پيش گرفته‌اند (و البته بعضي از اين گروه‌ها، به اعتقاد اين‌جانب، بايستي غيرمارکسيست، غير سوسياليست و غيرچپ خوانده شوند) و به نظر مي‌رسد که سه خط عمده زير را دنبال مي‌کنند:

اتکاء


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1386/02/29ساعت   توسط   | 

 

«تمام اين دسته‌ها خود را بعد از اين که شکست خوردند، جمهوري‌خواه و يا سرخ مي‌ناميدند، درست مثل جمهوري‌خواه فرانسه که اکنون خود را سوسياليست مي‌خواند… مسلم است که تغيير نام اين جناح، در رابطه‌اش با کارگران کوچک‌ترين تغييري ايجاد نمي‌کند، بلکه تنها نشان مي‌دهد که او اکنون بايد مقابل بورژوازي‌اي که متحد حکومت مطلقه شده است، جبهه‌بندي نمايد و بر پرولتاريا تکيه کند.

… آن‌ها عمدتا وحدت و توافق با پرولتاريا را موعظه مي‌کنند، آن‌ها با پيشنهاد هم‌کاري با پرولتاريا، مي‌کوشند تا يک حزب اپوزيسيون به وجود آورند که طيف وسيعي از کليه‌ي عقايد را در بر مي‌گيرد. اين بدين معنا است آن‌ها مي‌کوشند تا کارگران را در حزبي درگير کنند و در آن اراجيف سوسيال دموکراسي را عرضه دارند. اراجيفي که در نهاد آن‌ها، خواسته‌هاي طبقاتي خود آن‌ها نهفته است. حزبي که در آن خواسته‌هاي پرولتاريا به خاطر عشق به صلح و صفا نبايد مطرح گردد. يک چنين وحدتي کاملا در جهت منافع آنان و به زيان پرولتاريا خواهد بود. پرولتاريا از اين طريق جميع مواضع مستقل خود را که با چنين بهاي گزاف، تا کنون به دست آورده است، از کف خواهد داد و يک‌باره به سطح زائدي از دموکراسي رسمي تنزل يافته و تبديل به دنباله‌رُوي آن خواهد شد. اين چنين وحدتي مي‌بايست قويا طرد گردد.

مارکس/ خطابيه دفتر مرکزي اتحاديه‌ي کمونيست‌ها

 

«تلنگر» در شماره‌ي جديد خود (ارديبهشت ماه 1386) مطالب جالبي داشت؛ به جز مطالب هميشگي در تبليغ ليبراليسم (در واقع نئوليبراليسم)، در مقاله‌اي تحت عنوان «نگاهي متفاوت به نوسازي آمرانه در عصر رضا شاه»، سعي در تئوريزه کردن ضرورت‌ها و فوايد دولتي ديکتاتور، که به پيش‌بردن سرمايه‌داري، گسترش صنعت و مدرنيزاسيونِ از بالا بپردازد، داشت (نظير اين دست مقالات، پيش‌تر نيز در تلنگر به چاپ رسيده بود و حتي در مقاله‌اي به فحاشي به مبارزان دوره‌ي پهلوي دوم که مانع پيش‌رفت، دموکراتيزاسيون!!! و مدرنيزه شدن ايران شده بودند، پرداخته بود تا ثابت شود که آقايان دست‌اندر کار، به عنوان تئوريسين‌هاي نوپاي بورژوازي و مدافعان دانشگاهي ليبراليسم، چقدر دموکرات هستند!؟!؟!). همچنين مصاحبه‌اي جالب با «فرخ نگهدار»، در باب سوسياليسم دموکراتيک (آه که چقدر اين سوسياليست‌هاي دموکرات که بايستي به مبارزه با چپ انقلابی بپرازند!!! مورد علاقه‌ي آقايان بورژواي ما هستند)، که البته ديگر بر کسي پوشيده نيست که منظور ليبرال‌هاي ما از سوسياليسم دموکراتيک دقيقا سوسيال دموکراسي و رفرميسم و در پيش گرفتن سياست آشتي طبقاتی است که پياده‌سازي‌اش در اروپا طي 20 سال، ضامن بقاي هم‌طبقه‌اي‌هاي غربي آقايان بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/28ساعت   توسط   | 

 اين نوشتار را مي‌توان طرح‌واره‌اي دانست که قصد دارد از درون جنبش چپ موجود جامعه با نقدي اصولي و از منظر طبقاتي در راستاي شکوفايي آن گام بردارد. در اين نوشتار تنها خطوط کلي و عمده‌ی نقد بر ترم »چپ راديکال» و ضرورت فراروي جنبش چپ و فعالين آن به سمت «چپ کارگري» را به اختصار بر مي‌شمريم و اميد است که در يک پروسهي زماني مشخص اين نقد را در تمامي ‌ابعادش بسط دهيم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/28ساعت   توسط   | 

 با نگاهي به پيش‌نويس لايحه‌ي اصلاح بخشي از قانون کار، هدفي که دولت با نگارش اين اصلاحيه دنبال مي‌کند، روشن و مشخص خواهد شد. مواردي از اين اصلاحيه، تکرار همان مواد پيشين در قانون کار بوده که هرگز به مرحله‌ي اجرا نرسيده‌اند و در حد پيشنهادات متروک در لاي ورق پاره‌هاي قانون باقي مانده‌اند. مِن باب مثال تبصره‌ي يک الحاقي به ماده‌ي 7 که هيچ نهادي تا کنون، مسئوليت اجراي آن را نپذيرفته است و يا تبصره‌ي چهارم الحاقي به ماده‌ي 7 به اين شرح: «کارفرمايان موظف‌اند به کارگران با قرارداد موقت به نسبت مدت کارکرد مزاياي قانوني پايان کار به ماخذ هر سال يک ماه آخرين مزد پرداخت کنند»که تکرار ماده‌ي 24 قانون کار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/28ساعت   توسط   | 

 انگل‌واره‌ی ليبراليسم سخيف و دندان‌گرد مدل ايراني، که بسيج نو‌کيسه‌گاني هرزه‌درا است، اگرچه در تمام طول حيات بي‌برکتش شرمگينانه از «عقده‌ی اختگي» رنج برده است و چونان توله سگي کورمال و در جستجوي راه، پوزه برخاک ماليده است و لنگان تا بدين جاي رسيده است، اما بدون شک، شامه‌ی تيز و حساسي دارد و خوب مي‌داند که چه زماني و نزد کدامين کسان، بايستي دُمي تکان داد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 1386/02/28ساعت   توسط   | 

تشکل‌ها‌، سازمان‌ها و فعالين کارگري در سراسر جهان

هم طبقه‌اي‌ها !!!

امسال نيز همانند سال‌هاي قبل، ما کارگران در ايران‌، درشرايط بي‌تشکلي و بي‌حقوقي مطلق، اول ماه مي را گرامي داشتيم. امروز شرايط بغرنجي برسرنوشت کارگران و معلمان ايران حاکم است. پايين بودن سطح زندگي‌، وضعيت دشوار معيشتي‌، دست‌مزد‌هاي زير خط فقر، قرارداد‌هاي موقت و به تعويق افتادن دست‌مزد‌هاي بسيار نازل که بعضا تا 32 ماه ادامه دارد، کارگران را به قعر زندگي جهنمي سوق داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1386/02/18ساعت   توسط   | 

در شرايطي که بيش از چند روزي به 11 ارديبهشت، برابر با اول ماه مي، روز جهاني کارگر و سال‌روز حماسه‌ي اول مي در نيويورک، باقي نمانده است، و از چندي قبل شاهد اوج‌گيري مبارزات آگاهانه‌ي معلمان و… ايران بوده‌ايم، بار ديگر جمهوري کاپيتاليست اسلامي ايران به نمايندگي از بورژوازي ددمنش اين کشور، به جنبش برابري‌طلب طبقه‌ي کارگر دست تعرض دراز کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت   توسط   | 

روز 16 اسفند ماه 1385، اداره‌ي کار طي بخش‌نامه‌اي، حداقل دست‌مزد کارگران در سال 86 را برابر با 183هزار تومان در ماه اعلام کرد. اين رقم معادل روزانه 6100 تومان مي‌باشد که با احتساب حقوق مسکن و اولاد (حداکثر دو فرزند) و بن خواروبار، دريافتي کارگران در ماه را به 236هزار تومان مي‌رساند. وزارت کار هم‌چنين طي بخش‌نامه‌اي حداقل افزايش ساير سطوح مزدي را 10 و حداکثر آن را 5/12 درصد اعلام نموده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت   توسط   | 

 «...اين نسل تنها مي‌تواند از اين راه کمونيسم را بياموزد که هرگام خود را در آموزش و پرورش و تحصيل، با مبارزه لاينقطع پرولترها و زحمت‌کشان عليه جامعه کهنه استثمارگر توام سازد… فقط در جريان کار با کارگران و دهقانان مي‌توان به کمونيست‌هاي واقعي بدل گرديد…»

لنين (سخنراني در سومين کنگره‌ی کشوري سازمان کمونيستي جوانان روسيه)

 

تاريخ ايران، تاريخ شورانگيز و پرافتخاري نيست! و کساني که بر اين گزاره معترضند، مي‌بايست دلايل قاطع خود را در رد اين گزاره ارائه نمايند!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت   توسط   | 

توضيح مدير مسئول: تجربه‌ی اتحاد جماهير شوروی و آن چه به مدت هفتاد سال از 1923 تحت عنوان ديکتاتوری پرولتاريا به اجرا درآمد، بسياری از جنبش‌های اجتماعی چپ‌گرای غير کارگری و تئوريسين‌های آن‌ها را به تجديد نظر در رابطه با تئوری ديکتاتوری پرولتاريا وا داشت. اين مسئله در جريانات مارکسيستی نيز به صورت نوعی گرايش به دموکراتيسمی غير کارگری منجر شد. تا جايي که بسياری حکومت کمونی- شورايي را مسئله‌ای صرفا دموکراتيک و نه کارکردی دريافتند غافل از آن که اين شکل از حکومت ضرورت حاکميت کل طبقه‌ی کارگر را برآورده مي‌سازد. با توجه به اين گرايش انحرافی، برای جنبش ما لازم و ضروری است تا با مراجعه به کلاسيک‌های مارکسيستی به بازسازی تئوريک خود حول اين مسئله بپردازد.

اين مقاله به عنوان اولين کوشش مدون در ارائه‌ی درکی درست از مسئله‌ی ديکتاتوری پرولتاريا سعی در باز کردن بحثی مبسوط ميان فعالان چپ دانشگاهی دارد.

 

مقدمه

همان‌طور که در شماره دوم نشريه‌ی‌ دانشجويي «به پيش» وعده داده بوديم و البته با کمي تاخير زماني، در اين مقاله و با توجه به اهميت فوق‌العاده موضوع، به مبحث ديکتاتوري پرولتاريا، تحت چند سرفصل خواهيم پرداخت. ضمن آن‌که سعی خواهيم کرد در شماره‌های آتی به بررسی ديکتاتوری پرولتاريا به طور اخص در اتحاد شوروی و تا سال 1923 بپردازيم. ضمنا اشاره به يک نکته را ضروری می‌دانم. در اين نوشتار از بعضی برداشت‌های رفقا (نظير بحث در مورد سرمايه‌داری دولتی) آگاهانه گذر کرده‌ام.

اوج هنر لنين بزرگ، در نظر گرفتن شرايط اجتماعی خاص يک کشور بود. اوج هنر وی بازگشت راستين به آرای مارکس و تکميل آن بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت   توسط   | 

اين نوشتار، در پاسخ به انتقاد يکي ازخوانندگاني فراهم آمده است که نسبت به داعيه يکي از مقالات اين جانب، که در شماره‌هاي پيشين با عنوان«بازگشت فاشيسم، کابوس انسان در هزاره‌ی سوم» منتشر گرديده است، معترض بودند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/02/03ساعت   توسط   |